خرید بک لینک


آدم فیلمای ایرانی رو میبینه باید بعدش یه دو جین از این فیلمای تینیجری موزیکال آمریکایی و استریت دنس و استپ آپ ببینه که بشوره ببرش پایین ... بس که تلخن ، عینهو ذقوم !


برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 15 بهمن 1395 ساعت: 22:03

وقتی یه تهرانی رو میبینم دوست دارم بپرسم به "لیست امید" رای داده یا نه ؟! اگه آره ، یعنی به خانم ایکس و آقای ایگرگ هم ؟ وقتی برادرم با هم کلاسیای سوریش حرف میزنه بهش میگم ازشون نظرشونو در مورد بشار اسد بپرسه و همچنین آیا اقدامات ایران رو دخالت میدونن ؟ آیا طرفدار مقاومت اسلامی هستند ؟ وقتی با کسانی که برای ادامه تحصیل رفتن خارج از کشور صحبت میکنم میپرسم که آیا بهشون دید بد به عنوان یه خارجی هست از طرف اونجایی ها؟و اینکه آیا ایرانی ها که بنا بر اقلیت بودن انتظار میره هوای هم رو داشته باشن ، هوای هم رو دارن یا نه ؟! وقتی یه استاد دانشگاه میبینم ازش میپرسم به نظر شما دانشگاه های ما الگوی بومی ایرانی و اسلامی دارن ؟! و به نظرشون اولویت های یک دانشگاه بومی مال خودمون ِ اصیل چیه ؟ و از همه مهمتر خط قرمزهاش چیه ؟! وقتی میرم بازار دوست دارم از مردم بپرسم آیا براشون مهم هست کالای وطنی بخرن یا نه ؟! و اگه آره چقدر اختلاف قیمت رو به دلیل تیراژ پایین کالای ایرانی و قبضه شدن بازار توسط کالای چینی متحمل میشن ؟! وقتی به دهه ی فجر نزدیک میشیم از نزدیکانم (اینجوری خاطرجمع تره ) میپرسم اگه دوباره ر

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 15 بهمن 1395 ساعت: 22:03


+ موهات تا کجاته ؟

_ از اونجایی که بال هامو جدا کردن ، کمی پایینتر !



+به نظرم یکی از عذاب های دنیوی که باهاش گناههای افراد لمسی ریخته میشه ، تو بی بغلی موندنه .

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 15 بهمن 1395 ساعت: 22:03


برای اصیل بودن کافی است که دروغ نگویی ، آغاز اصالت خوب همین است که نخواهی چیزی باشی که نیستی .

لودویگ ویتگنشتاین



+ رونیکا سادات ؟؟؟ زشت نباشه یه وقت !


برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 15 بهمن 1395 ساعت: 22:03


آخ آخ آخ :

your gaze hits the side of my face



+ لانتوری ؟ حیف وقت .

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 15 بهمن 1395 ساعت: 22:03


جدیدا دارم یک مجموعه ی دیگه ای درست میکنم به اسم " مَثَلُ نورِه ..." ، و از باریکه های نور و نورهای خاصی که میشه دید عکس میگیرم .

هر چی تو بچگی سعی میکردم بگیرمش تو مشتم و نمیشد این روزا دارم با عکس گرفتن ازش بهش میرسم .


برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 15 بهمن 1395 ساعت: 22:03

هر بار میفهمم یکی کورده ، یهو قلبم به تپش در میاد . تازگیا فهمیدم "حبیب" سریال لیسانسه هام کورده . تو فیلم زشتش کردن ولی ولک خودش خیلی قشنگه . اکچولی دست راس پولدارک رو تو جذابیت از پشت بسته :دی اونم چشای نوید محمدزاده . بعد چرا واقعا کردا انقد چشاشون خوشگله؟ چرا سیبیل انقد به مرداشون میاد ؟ آب و هواشون لابد مولکول جذابیت داره . بژی کورد آقا بژی کورد ! + بوها ولی اینجورین واقعا که همه ی خاطرات و حالات و حس های آدم رو تو خودشون ضبط میکنن که تو بیست سال بعدم که مثلا بوی ادکلن آدیداس رو بشنوی پرت بشی توی ترم یک دانشگاه و احوالات جو غریبه برات تداعی بشه ... اینجوریه که شاید بعضی بوها با اینکه واقعا بوی خوبی دارن ولی آدم ازشون متنفره ...

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 15 بهمن 1395 ساعت: 22:03

در جهان سوم به "کپی" میگن مهندسی معکوس . یه پریز ساخت چین رو باز میکنن ببینن چینیا چی کار کردن ، همون کارو عینا تکرار میکنن و میگن "مهندسی معکوس" کردیم . بعد فقط موندم چرا ته "مهندسی معکوس"هاشونم به ارور میخورن !؟خیلیه ها ! از رو دست هم غلط بنویسی ... بعد حالا شما از پریز بگیر تا تجهیزات پالایشگاهی و راکتور و ... . ما ته تهش هیچی از خودمون نداریم و باید یکی دیگه دون بپاشه جلومون . یکی یکی نخبه های مملکت دارن از کشور میرن بعد هنوز که هنوزه هر بار میری پالایشگاه میگن فلان قسمت اتاق کنترل تو جنگ بمب خورده و ما علمشو نداریم درستش کنیم ، من باور نمیکنم ! توی عمل جهان سومیم ولی توی علم از خیلیا بالاتریم . میدون فقط بدن ! + یه بارم یه خارجی رد شد از کنارمون بهمون گفت : stupid third worlders

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 15 بهمن 1395 ساعت: 22:03

" I like being safe... That’s what really tus me on, feeling safe.” جی.لاو تو مصاحبه ش گفت . باهاش صد در صد موافقم . فقط امن خوبه . اصن کلا همه چی ! رابطه ، احساس ، موقعیت ، تصمیم ها ، ... همه شون امنشون خوبه . بقیه ش تنش و ناارومی و عصبی بودن میاره و باید ترک کرد . + فیلم the edge of seventeen خوب بود و بازی هیلی استاینفیلد با اون سن کم خیلی خوب بود . وقتی تو 13 سالگی نامزد اسکار میشه دیگه ببین چیه . + آهنگ believer از ایمجین دراگنز هم قوی بود .

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 15 بهمن 1395 ساعت: 22:03


شما هم این روزا با آهنگهای دهه فجری تلویزیون پرت میشید به زمستونای دبستان و راهنمایی و تمرین سرودها و معلم پرورشیا و شیطونیای بی حدددد با هم کلاسیا ؟! من که هنوز که هنوزه حفظم همه شونو و میدونم کجا رو زیر باید بخونم کجا رو بم حتی ! :دی



+ خاطرات دبستان بوی پوست نارنگی میده .


برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 15 بهمن 1395 ساعت: 22:03

بوی چای به و دارچین که با بوی گلای نرگس تو هم میره هم آدم رو مومن میکنه ! به های پشت پنجره خشک شده ، چوبای وحشی دارچین نه از این خشکلای لوله کرده ، گلای نرگس توی پارچ سفال ، قوری گل قرمزی که مادربزرگ گذاشته بوده توی جهاز مادر ، پولکی زعفرونی ، مجمه ی مسی ... مامانم خیلی با سلیقه ست . چرا من بهش نرفتم جای بسی سوال داره . + کاشکی از غیر تو آگه نبودی جان من خود ندانستی بجز تو جان معنی دان من غیر رویت هر چه بینم نور چشمم کم شود هر کسی را ره مده ای پرده مژگان من سخت نازک گشت جانم از لطافتهای عشق دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من رو مگردان یک زمان از من که تا از درد تو چرخ را بر هم نسوزد دود آتشدان من تا خموشم من ز گلزار تو ریحان می برم چون بنالم عطر گیرد عالم از ریحان من چون بپوشد جعد تو روی تو را ره گم کنم جعد تو کفر من آمد روی تو ایمان من ای به جان من تو از افغان من نزدیکتر

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 1 بهمن 1395 ساعت: 16:06


secret little rendezvous
midnight driving with the windows down
going places We can't even pronounce
to do whatever we've been dreaming about


نه که فقط تیکه های آهنگ رو نوشته باشم ، دلم قرار یواشکی میخواد . واقعا !



برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 1 بهمن 1395 ساعت: 16:06


مامانم میپرسه عروسک گردان جناب خان کی بود ؟


ما همه مون میشوریم بر مامان که عروسک گردان چییییه ؟ عروسک چه صیغه ایه ؟ جناب خان آدمه ، خون آبودان تو رگاشه ... رییس شعب لبو فروشی دنیا و مالک پاری سن ژرمن و عروسک ؟؟؟ حرفا میزنیاااا ... جناب خان انسان کامله !!!



+ من خالص ترین قربون صدقه هام برای دو نفر بوده ، یکی برای عکس بچگیای خودم یکی هم جناب خان ! یعنی اون طوری که براش میکوبم به سینه و میگم الهههی من فففداااات ، برای دلبر نداشته م نمیکنم .


برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 1 بهمن 1395 ساعت: 16:06

داشتم مصاحبه ی نیکی کریمی با برنامه ی آبان رو میدیدم . حرفای خوبی میزد . حرفاش از اون جنس حرفایی بود که من براشون سر تایید تکون میدم و لایکشون میکنم . اینکه علی رغم قبول این نکته که جامعه ، جامعه ی مردسالاری هست زنان ایرانی جز اون دسته از زنانی بودند که برای حق خودشون تلاش میکردند . و این احقاق حقه به میزان "عزت نفس" اون زن بستگی داره . به نظر من هم این عزتی نفسی که ایشون گفت نکته ایه که شاید خیلی دخترای توی رابطه ی ما فراموشش میکنند . جلوتر داشت میگفت همونقدی که فمینیستم و از معضلات زنان میگم همونقدم میگم که این حقوق گرفتنه و چیزی نیست که تو سینی بیارن بدن به شما . یعنی یه چیزیه که باید مطالبه بشه و این کاملا درسته . جای دیگری از تکیه ی بعضی زنها بر زنانگیشون گفت . سوای این بحث پیرامون زن ، دیدگاهش رو درباره ی اظهار نظر در مورد مسائل روز گفت و اینکه وقتی اونکاره نیستی در مورد اون کار هم نظر ندی . من همیشه با خودم میگم مردم از کی یه پا کارشناس مسائل سیاسی و ورزشی و اجتماعی و همه چی شدن ؟! آگاهی به مسائل روز واجب و لازمه ولی اظهار نظر و قضاوت و جکم صادر کردن کار هر کسی نیست . نیکی کریم

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 1 بهمن 1395 ساعت: 16:06

یکی از کارام که رو اعصاب بابامه اینه که رو کانتر میشینم . بعد خب نمیدونه که ، وقتی نیست من حتی دراز میکشم رو کانتر و مثلا با تلفن صحبت میکنم . +دارم به نظام سرمایه داری و فمینیسم فکر میکنم . هیچوقت شده فمینیستا به نظام سرمایه داری انتقادی داشته باشند ؟! +یکی از حسرتای زندگیم اینه که بعضی آدمهای موردعلاقه م تریبونشون کانال تلگرام و یا صفحه ی اینستاگرامشونه و من دستم ازشون کوتاهه .یکی دیگه از حسرتامم اینه که گوگل پلاس محترم و فاخر انقد خلوته و اینکه فیلترم هست ، چرا آخه ؟!

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 1 بهمن 1395 ساعت: 16:06


اینایی هستن که پستای زهرماری شکست عشقی و حتی سیاسی زیاد میذارن خب ؟ اینا کم لگد خوردن .



+توهم درد


برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 1 بهمن 1395 ساعت: 16:06

میدونی از کجا رسیدم به نظام سرمایه داری و فمینیسم ؟! وقتی عکس خانم های شدیدا با حجاب و با پست های مذهبی رو دیدم که یه جور خاصی روی نوع حجاب و روسری و چادرشون توی عکساشون انگار تاکید بود . و در همین حال اپل واچشون توی چشم ملت بود و خودشون هم منشن کرده بودند و خال قضیه کجا بود ؟ وقتی کیفشون مارک ویکتوریا سیکرت بود . از ویکتوریا سیکرت که از نظر من نمونه ی بارز ابزار امپریالیسم هستش رسیدم به مدل هاش و اینکه چطور این کاراکترها درست میشند و به دنیا عرضه میشند و جماعت زن رو میکشونند به مجتمع های خرید با نورهای براق کننده .این مدل ها که نه تنها پول رو تامین کنند بلکه توی ایونت ها و سخنرانی ها میشن الگوی رفتاری حتی ! و در حقیقت برده هایی بیش نیستند . + هیچی به اندازه ی دینداری اشرافی و ابزاری اذیتم نمیکنه . حتی کفر !

برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 1 بهمن 1395 ساعت: 16:06


هیچ جای سریال لیسانسیه ها اونجاش نشد که میرفت دنبال کار همونا که نشونده شده بودن که با زبون خوش رد کنن بره پی کارش ، بهش شکلات میدادن . وای یعنی زد تو خال ! همه ی خاطرات تهران رفتن و التماس دخیل و نامه نوشتنهای هزار باره و آدرس شماره تلفن گذاشتنای چندین و چند باره برام زنده شد .



+ بعد چقققد این کاراکتر "حبیب" خود خود بچه های دانشگاهمونه آخه . هر کی این سریال رو نوشته اگاهی کافی و وافی داشته به این قشر حیقتا .

ایضا دلی بس پر درد .


برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 1 بهمن 1395 ساعت: 16:06


اومدم بنویسم یه وقت زشت نباشه آهنگ دورهمی ، آهنگ get lucky از دف پانکه . بعد یادم اومد آهنگ تبلیغ روغن سرخ کردنی هم آهنگ گودبای مای لاور از جیمز بلانته . بعدتر آهنگ یه برنامه دیگه هم fairy tale از الکساندر ریباکه . من که همه ی این آهنگا رو دوست دارم ، فقط میگم یه وقت برای "رسانه ی ملی " زشت نباشه .



+ منِ تسبیح در جیبِ عقیقْ انگشترِ اهلی
عجب بالابلایِ وحشیِ لامذهبی دارم

غزل جدید و هنوز منتشر نشده ی حامد عسکری


برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 1 بهمن 1395 ساعت: 16:06


یکی از حربه های نظام سرمایه داری ورژن های "پلاس" گوشی های موبایله . چیزی که قشر بورژوا و خرده بورژوا ازش استفاده میکنند که از قافله عقب نمونن و شاید هم برای حفظ نظام سرمایه داری ...



برچسب: نویسنده: زهرا مرادی تاريخ: جمعه 1 بهمن 1395 ساعت: 16:06

صفحه بندی